
بـــدترین صحنه ای که میشد آدم تو زندگیش ببینه...!
ولی من دیدم! خیلی بد بود!
بیچاره...!
بیچاره خانوادش!
وااای خدا
.
.
.
.
.
بشیــن کنارم... بشیـــن که خیلی داغونم
پلک از هم بگشای تا مرگ بیدار شود...!
پدرم مرد دیوانه ای بود .
مادرم این طور میگفت .
من اما همیشه فکر میکردم اشتباه میکند . مگر چه کم داشت ؟
خیلی با هم بازی میکردیم . خیلی با هم نقاشی میکشیدیم . گاهی با هم زنگ خانه های همسایه را میزدیم و فرار میکردیم . گاهی یک بستنی قیفی میخریدیم وشریکی میخوردیمش . مادرم میگفت باز کثافت کاریتان گرفت ؟ شما دو نفر لنگه همید . هیچوقت آدم نمیشوید .
پدرم یک روز آدم شد . مادرم اینطور میگفت . از وقتی پدر دیگه خانه نیامد مادرم همیشه این را میگفت . اما من سعی کردم در تمام این سی سال کارهای او را ادامه دهم تا مادرم نظرش عوض شود و فراموش نکند پدرم چه آدم خوبی بود . موفق هم شدم چون خودش چند بار به من گفته که من او را یاد پدردیوانه ام می اندازم و بعد آه بلندی کشید . نمی دانم از سر دلتنگی ست یا چه ؟
.
.
.
امروز دفتر انشای پسرم را باز کردم . نوشته بود :
" پدرم مرد دیوانه ای ست . "
مادرم اینطور میگوید .
و................................

-
اگر نمیتوانی به کسی امید بدهی نا امیدش هم نکن!
-
اگر نفوذ و قدرت کلام نداری حداقل شنونده خوبی باش!
-
اگر شنونده خوبی هستی راز نگه دار خوبی هم باش!
-
اگر کسی در شرایط روحی بدی به سر میبرد به جای ذکر مصیبت و ناله و فغان سعی کن با ایجاد انگیزه و ایده و افکار متفاوت حال و هوای تازه ای به وجود بیاوری!
-
اگر اشتباهی مرتکب شدی با شهامت بپذیر و عذر خواهی کن این کار نه تنها موجب سر افکندگی نمیشود بلکه سرفرازی و بزرگ منشی در پی دارد!!
-
اگر خواستی کسی را متهم به کاری بکنی که از آن مطمئن نیستی به شرمندگی ای که در صورت اثبات خلاف آن حاصل می شود فکر کن!!!
-
اگر نمی توانی زخمی را مرهم باشی نمک هم نپاش!
-
اگر کسی در کنار تو آرامش را حس نکند به زودی تنها خواهی شد!
-
اگر خواستی کسی را سیر کنی ماهی بهش نده ماهی گیری یادش بده!!!
-
اگر بیش از تواضع ادعا داشته باشی رفته رفته ادعایت تبدیل به لاف زدن میشود!!!

الهی چوب بشی!!!
من پشمک بشم دورت بگردم!
وااای خداا
وبلاگ کلا" عوض شد!!!( موضوعش)
یاده یه کارتون افتادم که معنیش میشد پشمک!!!
خوب باشه میگم زیاد اصرار نکن!!!
اون قدیما که بچه تر از الان بودیم
یه کارتونی بود به اسم بارباپاپا...
کتابی به همين نام نوشته آنت تيسون و تالوس تيلور، محصول: فرانسه 1975،که کتابشو داشتم!

کلمه بارباپاپا به فرانسوی( barbe à papa)به معنای پشمک ِ.
بارباپاپا خودش صورتی بود . اون با زنی همنوع خود به نام
بارباماما آشنا میشه که سياه رنگ بود. اونها هفت بچه (باربابيبی)
به دنيا می آورند که هريک به رنگی بودن: باربازو (زرد، پسر،
عاشق حيوانات)، باربالالا (سبز، دختر، عاشق موسيقی)، بارباليب (نارنجی، دختر، عاشق کتاب)،
باربابو (سياه و پشمالو، پسر، عاشق هنر)، باربابل (ارغوانی، دختر، عاشق زيبايی)،
باربابرايت (آبی، پسر، عاشق علوم)، باربابراوو (قرمز، پسر، عاشق قدرت و پهلوانی).
من این کارتونو دوست داشتم واسه همین الان اومد تو ذهنم!!!
![]()
خوب کاری ندارین؟
نه
باشه
قربانت بای
بابای![]()
![]()
![]()


